
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟

گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟


گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟
.......


گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.
.
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟



گفت:همپایloveاست.

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟



گفت : محبت الهیات است.


از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟



گفت :عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟
.......


گفت :عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.
.
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟



گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟



گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.


از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟



گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد.

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟

گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟



گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد.


از استاد زیست پرسیدندعشق چیست؟



گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود.

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟



گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد
.
از خودعشق پرسیدم عشق چیست گفت فقط یک نگاه

رسم عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزدوی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید..
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمامصورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت وچشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم

رمشک.رمشکی.دهستان رمشک.


نوشته : نظام اربابی پور
تاریخ: جمعه 8 شهريور 1392برچسب:رمشک,دهستان رمشک,رمشک,رمشکی,عشق,داستان عشق,موضوعات عشق,مطالب,مطالب راجب عشق,,