برای تو می نویسم عشق من


با نگاهی مات و خسته
یه نفر تنها نشسته
توی تنهایش یه درده جای پای قلبی سرده
گل سرخی بود اما
دیگه پژمرده و زرده
فارغ از دیروز و فرداش
غرقه توی دریای درداش
حسرتش یه عشق نابه
که وفا کنه به عهدش
زاده گاهم رمشک
با من که شکسته ام کمی راه بیا
آزرده مشوبیا گناه ازمن بود
گفتم که مقصرم توکوتاه بیا






نظرات شما عزیزان: