:
اومدی دائی جون از راه دور.
خسته اما مهربون.
اومدی خاموش شد.
شعله هاناله ها.
اومدی تا این راب من معنا کنی.
درغبارخستگی و غربت فریادها.
اومدی دل دوشنبه شود عشق و زندگی .
شد دلم پروانه ی پرواز کرد
به آسمون اومدی اماب دل دارم
من ترس ازخدا شاید این رویای من باشد
یا یک خواب اما نه.
او نقد با این ساختمو سوختم.
بی توآروم جون ساختم یا سوختم.
سوختم امان چون شمع دربین جمع
لاله م گزداغ تنهای به صحرا سوختم.:
(بنام قلب های شکسته)
دائی عزیزم
از وقتی که از پیشمان رفتی
انگار تموم دنیا رو روی سرم خراب کردن
ای خدا چرا واسه چی دائی گلم
به این زودی بردی فک نمی کردم
به این زودی ببریش
شاید براتو دیر باشه
ولی واس من ن زود بود
دائی جوونم وقتی که بت فک میکنم
باور نمیکنم
که از پیشم بری
خیلی برام
سخته
وقتی که
عکسای
نازتو
نگاه میکنم
باورنمیشه که از پیشم رفته باشی
چه کار کنم یه وقت هوس میکنم
که
فیلمها
و عکساشو
نگاه کنم
نمیتونم چون ک طاقتشو ندارم
ای خدایه راهی نشونم بده
ای خدا کمکم کن
ک بتونم نگاشون کنم
ای خدا جونم ی بار بخوابم بیارش
ای خدا یاد حرفای قشنگش
یاد اون نگاه کردنش
یاد اون خنده های نازش
یاد اون راه رفتنش
میوفتم عذابم میده گریه م میاد
حالا4ماه میشه ک ازبینمون رفته
دائی مهربونم
هنوزم
هنوزه وقتی ک فکرشومیکنم
میگم تازه این اتفاق افتاده
فک میکنم همین امروز بوده
ای خدا باورم نمیشه.
ای خدا به جای دائی جونم
نفس مرا میگرفتی.
ای کاش میشد ی باردائیکمو میدیدم
إنقد بوسش میکردم
انقدلمسش میکردم
بش میگفتم دائی جونم
دلم برات تنگ شده بود
بش میگفتم دائی عزیزم
خیلی خیلی دوست بیشتراز
خودم
کمتر از
خدا
دوست دارم

نظرات شما عزیزان:
نوشته : نظام اربابی پور
تاریخ: پنج شنبه 7 آذر 1398برچسب:رمشک,دل سوخته,تصاویر,تصاویر رمشک,مرحوم,مرحوم چراغ شیخی,عکس,عکس رمشک,عکس,عکس مرحوم چراغ شیخی,دل,سوخته دل سوخته,رمشکی,رمشک,وب سایت,وب سایت رمشک,,